تغییر استایل

استایل رنگی را انتخاب کنید

برای تجربه بهتر ، مرورگر خود را به کروم، فایرفاکس، اوپرا یا اینترنت اکسپلولر تغییر دهید.

جزئیات وبلاگ

تمرکز بر سلامتی

تمرکز بر سلامتی

چکار کنم که از دست بیماری خلاص شوم؟

در برخورد با چنین تضاد‌هایی‌، باید بتوانیم دو موضوع مهم را به خود یادآوری کنیم:

موضوع اول:
مهم‌ترین نکته‌ای که خیلی از ما آن را از یاد می‌بریم، نعمت سلامتی است که داریم. سلامتیِ ما به نوعی یک ثروت عظیمی است که باید همیشه حتی زمانی که در سلامتی‌ هستیم‌، به آن اشاره کنیم و به خاطر آن سپاسگزار باشیم.

باید مهم‌ترین اولویت زندگی‌مان را، بودن در آرامش و احساس خوب بدانیم و سعی کنیم این کار را با ایجاد هماهنگی میان ذهنمان و روح انجام دهیم.

باید تلاش کنیم نعمت‌های زندگی‌مان را ببینیم و به خاطر آنها سپاسگزار باشیم و به این شیوه‌، حضور فراوانی و ثروت را در زندگی‌مان تأیید و تحسین کنیم.
خصوصاً در لحظاتی که حالمان بسیار عالی است، بر سلامتی و احساس خوبی که داریم، تمرکز کنیم و آن را تحسین کنیم.

سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم، بر نکات مثبت زندگی‌مان یا حتی نکات مثبت زندگی افرادی که آنها را می‌شناسیم و دوست داریم که زندگی ما هم شبیه به زندگی آنها باشد، تمرکز نماییم و تحسینشان کنیم.

آنوقت کمترین فایده‌ی این کار ساده، سلامتی‌ای است که به جسم و روحمان هدیه داده‌ایم و با همین کار ساده، جلوی هزینه‌های بسیاری که افراد بابت بدست آوردن سلامتی‌شان هزینه می‌کنند، را گرفته‌ایم.

پس یادت باشد که بهترین زمان برای ارسال فرکانس سلامتی، زمانی است که در سلامتی کامل هستی و به شدت احساس خوبی را تجربه می‌کنی.

مسئله دوم اصل و اساسی است که تمام جنبه‌های زندگی‌مان بر آن اساس است. اصلی که می‌گوید:
همه اتفاقات زندگی ما، بازتاب کاملی از باورها و فرکانس‌های ماست. این فرمولی است که می‌شود با آن هر مسئله‌ای را حل کرد.

وقتی این قانون ساده را باور می‌کنی، به راحتی می‌توانی رابطه مستقیمی میان باورهایی که داری، فرکانس‌هایی که ارسال نموده‌ای و اتفاقاتی که تجربه می‌کنی را بیابی.

جسم شما همیشه بیشترین پاسخ را به فرکانس‌هایت می‌دهد. وقتی اولین سرفه یا نشانه سرماخوردگی را دیدی، خیلی سریع از خودت بپرس:
«من در طول این مدت، در چه فرکانسی بوده‌ام؟ کانون توجه ام روی چه موضوعاتی بوده و چه باورهایی داشته‌ام؟»
و به جای هر کار دیگری، شروع به تغییر کانون توجه و فرکانس‌هایت نما.

مسئله خیلی مهم، کانون توجهی است که داری.
یعنی روی چه موضوعی تمرکز کرده‌ای؟ مشکل یا راه حل؟

خیلی فرق می‌کند که سوالت این باشد که:
چرا مرتباً من بیمار هستم؟ یا بپرسی: چطور می‌توانم در سلامتی بیشتر باشم؟
تفاوت فرکانسی این دو موضوع، به اندازه تفاوت فرکانسی بیماری و سلامتی است.

در واقع وقتی از تغییر صحبت می‌کنیم، منظور تغییر فرکانس و تغییر باور به کمک تغییر کانون توجه است که نشانه‌اش هم میزان احساسِ بهتری است که در هر لحظه قادر می‌شوی نسبت به لحظه قبلی، در خودت ایجاد نمایی.

بهترین فردی که قادر است فرکانس‌های شما را شناسایی کند، قطعاً خودت هستی. اگر کمی به کانون توجه‌ات و خصوصاً احساسی که در این چند وقته تجربه کرده‌ای، نگاه کنی، به وضوح تشخیص می‌دهی که روی چه موضوعی تمرکز داشته‌ای:

سلامتی یا نگرانی از عدم سلامتی؟!.
فراوانی یا نگرانی از ایجاد هزینه‌های غیر مترقبه‌ای که اصلاً دوست نداشتی آنها را پرداخت نمایی؟!
آیا تمرکزت روی دردهایی بوده که به یادت می‌آورده که سلامت نیستی؟ یا تمرکزت بر همان لحظات کوتاهی بوده که هیچ دردی نداشتی و به خودت می‌گفتی، چقدر این حس سلامتی خوب است!

می‌خواهم بگویم چیزی که نتیجه را تعیین می‌کند، جملات یا نوشته‌های شما نیست، بلکه فرکانس‌های شماست.
یعنی اگر در حال آگاه بودن از دردی که داری، در حال سپاس‌گزای به خاطر سلامتی‌ات هستی و به خاطر این درد نگرانی‌، همین آگاهی از درد و نگرانی درباره آن، نشان دهنده این است که تمرکز شما بر بیماری است و در حال ارسال فرکانس کمبود سلامتی هستی و نه سلامتی. به همین دلیل طبق قانون‌، دوباره بودن در بیماری را تجربه می‌کنی و نه سلامتی.

اما اگر در همان لحظه کوتاهی که حالت بهتر می‌شود، درد کمتری داری و حتی دردی نداری، بتوانی روی آن لحظه تمرکز کنی و سلامت بودن را تحسین و به خاطر آن سپاس گزار باشی، بدون اینکه بخواهی نگران شروع شدن دوباره‌ی درد باشی، یعنی در حال تمرکز بر سلامتی هستی و چیزی که جذب خواهی کرد نیز بودن در لحظات طولانی‌تر در سلامتی است.

بهترین راه شناسایی کانون تمرکزت، میزان آرامشی است که توانسته‌ای آن را تجربه کنی و در آن بمانی
حتی در لحظه‌ای که درد داری و بیماری شدتش را نشان می‌دهد، اگر آگاهانه به خودت بگویی، حتی این لحظه به ظاهر بد، بیشتر از همیشه می دانم که چیزی که می‌خواهم سلامتی است و تصمیم بگیری با تمرکز بر هر چیزی که برایت جذاب و دوست داشتنی است، توجهات را از این لحظه به ظاهر سخت که فقط آمده تا نعمتی به نام سلامتی را بهتر بشناسی، برداری آنوقت کم کم می‌توانی فرکانس خود را از بیماری به سلامتی تغییر دهی.
این کار ساده‌ای نیست اما ممکن است.

موضوعی که افراد بسیاری را به اشتباه می‌اندازد این است که آنها فکر می‌کنند وقتی به شدت احساس نیاز به چیزی دارند، یعنی در حال ارسال فرکانس آن خواسته هستند و باید وارد زندگی‌شان شود.
اما موضوع دقیقاً برعکس است. یعنی احساس نیاز شدید به خواسته‌ای، هرگز به معنای تمرکز بر آن خواسته نیست، بلکه مفهوم این موضوع، درخواست احساس نیازِ بیشتر به آن خواسته است. پس طبق قانون، قطعاً نباید آن خواسته وارد زندگی‌مان شود.
به همین دلیل افراد در این مواقع هرچه انتظار می‌کشند، متوجه می‌شوند نه تنها اتفاق خوبی رخ نمی‌دهد بلکه اتفاقات ناخواسته‌ی بیشتری هم به آن قبلی‌ها اضافه می‌شود که آنها را ناامید و مأیوس از ادامه روند تغییر باورهایشان نموده و می گویند:

این قوانین برای ما جواب نمی‌دهد… اینجا موفق‌ها از ناموفق‌ها و در یک کلام، مومنان از مرددها جدا می‌شوند.
و تنها عاملی که این تفاوت عظیم را آفریده، فقط و فقط ایمان به این قانون است که چیزی بدون اجازه‌ی من، نمی‌تواند وارد زندگی‌ام شود و من این اجازه را با فرکانس‌ها و باورهایم به آن می‌دهم.

یعنی اگر ایمان داشته باشی که هر تجربه‌ای درزندگی‌ات، بازتاب دقیقی از باورها و فرکانس‌های خودت است، دیگر ساده‌ترین راه برای درک فرکانس‌ها و درک اینکه آیا کانون توجه من بر روی خواسته‌ام است یا ناخواسته، نگاه کردن به تجارب‌ات است.
یعنی وقتی می‌بینی تجارب‌ات با خواسته‌هایت یکی نیست، می‌دانی که اشکال کار چیزی در بیرون تو نیست‌، بلکه اشکال کار چیزی در درونت است. چیزی در باورهایت است.

سپس به راحتی می‌توانی با تغییر کانون توجه‌ات بر روی چیزی که می‌خواهی و وفاداری به ادامه این روند‌، کم کم نقطه تمرکزت را از روی ناخواسته‌ها برداری و بر روی خواسته‌ات بگذاری. تکرار این کار موجب ساخته شدن باورهای جدید و تغییر باورهای قبلی می‌شود.

اگر از سلامتی برخوردار نیستی، باید اشکال را در فرکانس‌هایت و احساس ناراحتی، نگرانی، ترس، تشویش، دلشوره و … بیابی که اکثر اوقات‌ات را در هر روز زندگی‌ات در آن به سر می‌بری. زیرا بدن خیلی سریع به فرکانس‌ها واکنش نشان می‌دهد و خودش را به شکل بیماری یا سلامتی نشان می‌دهد.
به عبارتی، سلامتی یا بیماری دقیقاً نشانه واضحی از هماهنگی یا عدم هماهنگی شما با خودتان، با منبع و همان انرژ‌‌ی‌ای است که خدا نامیده‌ایم.
خداوند یک انرژ‌‌ی است که به هر آنچه در ذهنت بسازی‌، به آن شکل می‌دهد.

با درک بهتر قوانین جهان هستی، تحولی اساسی در نگاهمان به خداوند و سیستمی که بر جهانش مقرر نموده است، ایجاد می‌شود. تحولی اساسی در شناخت خودمان به عنوان تکه‌ای از خدا که قادر است‌، انرژی‌ای که خدا نامیده‌ایم را باور کنیم و در ذهنمان آن را به شکل هر خواسته‌ای اعم از سلامتی‌، ثروت و آرامش وارد زندگیمان نماییم.

با عمل به این موارد به میزان کمتری در نگرانی می‌مانیم. آرامشی عظیم جایگزین تمام آن نگرانی‌ها شده و اوضاع به گونه‌ای معجزه آسا، برایمان با شکوه می‌شود.

این می‌تواند برای همه‌مان رخ دهد اگر فارغ از باورهایی که تا کنون نسبت به خداوند و جهانش داشته‌ایم، تصمیم بگیریم نگاه دوباره‌ای به این انرژی و قوانینش داشته باشیم. تسلیم این نیرو شویم و اجازه دهیم این انرژی به راحت‌ترین شکل، اتفاقات را برایمان رقم بزند.

آنوقت خواهیم دید که خداوند به شکل خواسته‌مان، در قالب سلامتی، برکت، ثروت، عشق، آرامش و ایده‌ای که مسئله‌مان را حل می‌کند و… وارد زندگی‌مان شده و از عهده حل هر مسئله‌ای بر می‌آید.

منبع : گروه تحقیقاتی عباسمنش

 

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × دو =

جستجو در وبلاگ

آخرین دیدگاه‌ها

    آگهی های ویژه
    بالا اپلیکیشن
    اپلیکیشن